مسافر

یه دسته گل ....دو تا روز زرد و یه شاخه زنیق بنفش....

فرودگاه امام...اطلاعات پرواز.. خانم پرواز هامبورگ نشسته؟

 با لحنی مهربان : بله...بغض تو گلو... بعد از ۹ ماه انتظار پشت شیشه منتظر...

و میبینمت... با یه لبخند که از ته دلته..

بقلت میکنم و فقط دوست بدارم بوی تنت رو استشمام کنم..

 

پاورقی: وتو بهترین بهانه ای برای صبر کردن..!

sms  اشتباهی

به خدا ندارم.. ولی قبل اینکه برم مکه رفته بودم

 خالکوبی هامو پاک کنم.. سه تا دانشجو اومده بودن

 دروه ببینن تو اون درمونگاه... خداییش خیلی هالو بودن ..

 آقا تا پیراهنمو دادم بالا خالکوبیمو دیدن کف کردن..

گفتن دو ماهه اینجا بودیم همچین خالکوبی ندیده بودیم..

خلاصه یکی شون شمارمو برداشت

 دیگه نمیدونم چی شد که من فردا رفتم مکه...

 تا چند روز پیش که رسیدم تهران دیدم گوشیم

 آنتن نمیده حالا باور کردی ..به خاک مادرم دوست دختر ندارم .

 نمیگم رفتم مکه آدم شدما ولی به پاش برسه دختر بازی هم میکنم ...

ولش امیر صبح منتظرم به مادرت بگو پیمان آب زمزم آورده واستون..

 

آبجی ببخشید اشتب شده شرمنده..

پاورقی: برداشت آزاد...!

عنوانش با خودت..

 

پاورقی: نه که فکر کنی تو این قصه بد شدم..نه ..!

ادامه نوشته

...

روحم خیلی بزرگتره از جسمم شده  دیگه توانشو نداره میخواد بالا بیاره..!

تقاطع

برگهای خزان زده....باد... من... قدم های تند... بادهای شلاقی...

زنان دست فروش

مترو...روسپی منتظر مانده زیر پل پارک وی...

گربه ها و کلاغ ها و کاج های سر به

فلک کشیده پارک لاله..... تیپ های خاص..

آدم های خاص... نداهای خاص....

سخنرانی روز پژوهش .... ارائه مقاله....

بچه 4 ساله ی دوان به سمت گنجشک

های گرسنه تو پیاده رو...پا گذاشتن گنجشگ ها به حریم عابران پیاده..

وجود یه

جسم زائد  در روحم.. کورتاژ روحی...

نوچ بودن روح من... گس بودن روح تو... عشقی

که نبود... خیانتی که شد...